تبلیغات
Sichul Fanclub - دلنوشته
نویسنده :mehrsa 102
تاریخ: سه شنبه 20 تیر 1396 08:37 ق.ظ
سلام به همگییی


جانِ جانام! دیگر با چه زبانی بگویم؟ من قبل از آمدنت، نمیدانستم که قلبی هم دارم، اما بعد از تو بدجور تپش قلب گرفته ام! چگونه بگویم که حالم، تا نبینمت و کنارم نباشی اصلا خوب نمیشود؟ من مانند کودکی خسته شب ها به خوابی ناز میرفتم، اما حالا مگر چشمان نازت خواب برایم گذاشته اند؟ مگر درخواست بزرگیست که کمی کنارت باشم؟! اصلا مگر در دلت رحم و مروتی نیست؟ فرض کن که من مریضم و تو نوش دارو، بیا و شفا بده این مریضی که مرحمش نزد هیچ دکتری نیست! بیا و خستگی ام از این روزگار بی تو را مانند چای تازه دم سر ظهر از تنم بیرون کن! چون تو که باشی، روز و شب ندارد، حالم مثل تمام لبخندهای روزهای شیرین کودکی، خوبِ خوب است
موضوع: دلنوشته، sichul،

جستجو در وبلاگ
درباره من
تو که باشی
همه چیز آنقدر خوب است
که اصلا زمان را از دست میدهم
یکهو به خودم می آیم و میبینم
به چشمانت خیره شده ام و لبخند میزنم!
تو که باشی
اصلا دنیای من رنگ دیگری دارد!
آسمانم هم رنگ چشمانت میشود
و خورشید را میتوانم لا به لای
موهای طلایی رنگ ات پیدا کنم!
تو که باشی
اصلا هیچ غصه ای
جرات وارد شدن به زندگی ام را ندارد!
من با تو خوب ترین حالی را دارم
که یک آدمیزاد میتواند داشته باشد!

ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




  • استفاده از مطالب کدامیک برای شما راحتتره ؟