تبلیغات
Sichul Fanclub - پست مخصوص داوران مسابقه داستان نویسی
نویسنده :hasti fatemeh
تاریخ: جمعه 13 اسفند 1395 06:20 ب.ظ
سلام به همه شیچل شیپرا و فن های غیر شیچلی عزیز
خب مسابقه فیک نویسی امسال هم تموم شد
با همه کم و کاستی ها ..چه از طرف ما چه طرفدارای با ذوق ولی کم همت




اول یه صحبت کوتاه کنم با همه طرفدارا
بچه ها دیگه همه میدونیم خیلی از فن ها فیک نوشتن رو واقعا دوست دارن حتی اگر نویسنده نباشن
ولی بازخوردای مسابقه نسبت به هیجان فیک نویسی طرفدارا واقعاااا کم بود
اگر دوست ندارید همکاری کنید بحثش جداست ..ولی اگر واقعا به نوشتن علاقه دارین خب بیایین و خودتون و محک بزنین
تا ننویسین هیچ تجربه ای پیدا نمیکنید ...حتی اگر قصدتون خوندن داستان های مختلف برای پیشرفت باشه .. درهرصورت باید بنویسید تا شیوه پیاده کردن افکارتون رو کم کم یاد بگیرید
نمیدونم کِی دیگه شرایط راه انداختن مسابقه پیش بیاد ..ولی حتما شروع کنید به نوشتن و اصلا نترسید از اینکه ممکنه داستانتون ابتدایی باشه
خوشحال میشیم اگر بتونیم یه بخش مخصوص داستان نویسی داشته باشیم ..اگر استقبال کنید


و اما نظر داورای مسابقه درمورد فیک های ارسالی :
حتما برید ادامه مطلب و کامنت های داورها رو بخونید ..مخصوصا نویسنده های عزیز
مطمئنا مفید خواهد بود و امیدوارم بتونید ازش استفاده کنید برای کارای بعدی




داور شماره 1(باران):
سلااام همه ی رفقای عزیز
اول از همه وااقعا واقعا به نویسنده هایی ک داستاناشونو فرستادن یه تبریک بزرگ میگم , شجاعت و صداقتی ک شما داشتیدو واقعا ستایش میکنم و واقعا ازتون ممنونم که پا پیش گذاشتید و شرکت کردید
داستاناتونو مطالعه کردم ,ایده ها جالب بود ,نگارشا جالب بود ,خیلی وقت بود داستان نخونده بودم جدا لذت بردم
اما چندتا توصیه , هم برای شما عزیزایی ک داستاناتونو فرستادید هم برای اون دوستانی ک شجاعت شرکتو نداشتن اما دستی به قلم دارن :
چیزی که میتونه از یه ایده ی ساده و معمولی و بعضا حتی تکراری یه داستان جذاب و جالب بسازه توصیف شما از صحنه است , توصیف حالت کاراکتراتونه , شاخ و برگیه ک شما به داستان میدید ,تو هر پنج اثر ارسالی توجه کمی به این نکته شده بود
اثر پذیری یه دیالوگ وقتی روی مخاطب بیشتر میشه که مخاطب قبلش بدونه این دیالوگ برای کدوم کاراکتره , با چه حالتی داره بیان میشه , گوینده اش ترس داره امید داره غم داره یا چی؟ توصیف این حالتا توی نوشته باعث میشه خواننده ی شما حس کنه داستانو داره میبینه نه صرفا میخونه .
شخصیت پردازیاتون بخاطر رودرباسی با دوستاتون نباشه , اگر قراره داستانتون از چهار کاراکتر تشکیل شده باشه ,پس باید هر چهار کاراکتر داستان یه وظیفه ای توی پیشبرد داستان داشته باشن , صرفا اوردن کاراکترا بخاطر اینکه بگیم داستان سه تا کاپل یا دوتا کاپل داره داستانتونو شلوغ میکنه و شیرازه ی کارو تمرکزتون روی رویه ی داستانو بهم میریزه , خواننده وقتی میتونه با کاراکترای شما همزاد پنداری داشته باشه که اونا خلال داستان به کمک قهرمان داستان یا ضد قهرمان داستان , قصه رو جلو ببرن
و نکته ی اخر هم اینکه همه ی ما نویسنده های خوبی هستیم فقط لازمه خودمونو موقع نوشتن توی داستان قرار بدیم و چیزایی ک میبینیمو عینا برای خواننده بنویسیم ...
بخاطر پر حرفیام معذرررت میییخواااام عاشق همتونم , همتونو دوووست دارم و برای همتون از ته ته ته دلم ارزوی موفقیت دارم


**********
داور شماره 2 (امی):
 عشق خالص
خیلی روان و صمیمی بود دیالوگها طبیعی و شیرین بودند
شخصیت پردازی بجا وکامل بود ایده اش بد نبود ولی یه جورایی
برای این  نگارش قوی و سبک قشنگ و دلنشین کافی نبود
رای من به این فیک بود و امیدوارم نویسنده به کارش ادامه بده
میتونه داستانهای خیلی زیبا و بهتری ارائه بده

من نمیبوسمت ولی تو تلافی کن
برای مسابقه خیلی مناسب بود وانشات طبیعی و ملایم وخوبی بود
لذت بردم


گل بهاری
برای وانشات خیلی سنگین بود پر از ایده هایی بود که یه جورایی
حیف شده بود.طرزکارش قوی بود نگارشش خوب بود هرچند زیادی
احساساتی نوشته شده بود ولی اینم سبک رمانتیکه و علاقمندان خودشو
داره از نویسنده اش برمیاد فیک های بلند و خوبی بنویسه منتظریم

mr slugger

ایده و شخصیتا و دیالوگا و فضاسازی خیلی جذاب بود بطوری که
نمیشد لحظه ای از فیک غافل شد  برای یک وانشات خیلی زود بود
وارد ان سی بشند ولی از کاراکتراش برمیومد خ خ خ دوست دارم
فیک کامل و طولانی از همین نویسنده باهمین سبک بخونم

برده ی خاص
خیلی سردر گم بود شخصیت ها قابل شناسایی نبودند عجولانه نوشته شده بود درعین حال اونقدر پیچ داشت که به آخر نرسیده بود
بنظر میاد اولین کار نویسنده بود چون هیچ قانون و روشی رو رعایت نکرده بود.

************
داور شماره 3 (هستی):
نکته اول اینکه سطح داستان ها فاصله چندانی با هم نداشت
 چیزی که تو همه داستان ها مشترک بود ، انتخاب موضوع خوبه ... نویسنده ها موضوعات خوبی انتخاب کردین ، ایده هایی که خیلی میتونه جالب باشه ، اما روش پرداختن به هرکدوم از ایده ها اهمیت زیادی داره بر جذب مخاطب.. و از نظر من ایده ها فقط ساده پیش رفته بود تا یک داستان تشکیل بده ..اما چالش هیجان انگیز خاصی وجود نداشت ... یک داستان خوب باید بالا و پایین های متناسب با موضوع داشته باشه تا مخاطب جذب بشه برای خوندن خط به خط قصه .
دوستان عزیز درسته که ما چیزی که تصور میکنیم رو روی کاغذ میاریم ولی باید حواسمون باشه جوری بنویسیم که خواننده هم بتونه مثل خودمون فضا و حالات رو تصور کنه ..توصیف موقعیت و کاراکترا خیلی خیلی مهمه و کمک میکنه تا قصه گیرا بشه
شادی و غم ، عصبانیت ، بی تفاوتی و خونسردی رو خواننده نباید خودش حدس بزنه ..باید هوشمندانه تو قصه گنجونده بشه و مهمتر اینکه گوینده دیالوگ ها باید قابل تشخیص باشن . خواننده نباید سردرگم بشه برای شناسایی کاراکترا .. درسته که ممکنه تو بعضی قصه ها این سردرگمی هم نوعی سبک به حساب بیاد ..اما به شرطی که مثل یه معما حل بشه و قصه رو جذاب کنه ..نه اینکه تا آخر با قی بمونه و خواننده مجبور بشه رد بشه از ماجرا .
یه نکنه مهم اینکه دیالوگ های طولانی، خسته کننده اس و داستان رو از فضای حرفه ای دور میکنه .
از نظر من  ان سی نباید موضوع قالب یه داستان باشه ..مخصوصا داستان کوتاه .. چون فکر میکنم این مورد برای جذابیت بیشتر قصه اس ..نه یه قصه کامل
احساس کاراکترا باید کنترل شده توصیف بشه ،مثلا  حتی اگرمیخوایم تو قصه ای یه شخصیت رو فوق حساس نشون بدیم ،باید این از مجموعه رفتار و بیانش برداشت بشه نه اینکه اصرار داشته باشیم اون شخصیت با دیالوگ هاش حساس بودنش رو فریاد بزنه .

درهرصورت نوشتن جسارت خاص خودش رو میخواد و شما این شجاعت رو داشتین
بهتون تبریک میگم و امیدوارم با تمرین و نوشتن بیشتر شاهد داستان های فوق العاده ای ازتون باشیم

موفق باشید

***********
داور شماره چهار (نمو):
سلام
قلم دست گرفتن و نوشتن شجاعت می خواد.  هرکسی نمی تونه چیزی که به ذهنش می یاد رو به نوشته تبدیل کنه. برای همین اول یه خسته نباشید به شرکت کننده ها میگم.
چیزی که در مورد نوشته های شما دوست داشتم موضوعات بود.  خیلی خوب بود که موضوعات همه جدید بودند و سراغ موضوعات تکراری نرفتید این واقعا نشون دهنده ذهن خلاقیه که دارید.
نویسندگی تمرین می خواد دوستان.  نه من نه شما و نه هیچ کس دیگه نویسنده متولد نمیشه.  نوشته های شما کاملا نشون می داد شما پتانسیل نویسندگی رو دارید و بعضی هاتون همین الان نویسنده های خیلی خوبی هستند.  پس پیشنهاد می کنم زیاد بنویسید.  همینطور زیاد مطالعه کنید.  کار نویسنده های بزرگ رو بخونید و ببینید چطور می نویسن.  نمی گم تقلید کنید هرکسی توی نوشتن سبک خودش رو داره ولی یه سری قواعد توی نوشتن هست که شاید شما به عنوان نویسنده تازه کار باهاش آشنایی نداشته باشی که البته طبیعیه.  باید این ها رو یاد بگیری.
مورد بعدی که میخوام یاد آور شم اینه: یه وان شات به صورت متداول و استاندارد بیشتر از 3 شخصیت نداره و اگه قراره شخصیت های بیشتری توی داستان داشته باشید باید شخصیت برای خودتون تعریف شده باشه.  هر شخصیتی که توی داستان اورده میشه باید داستان داشته باشه.  وقتی شما از یه شخصیت توی داستان نام می برید خواننده انتظار داره اون فرد توی روند داستان نقش داشته باشه. متاسفانه بعضی از نوشته شخصیت های اضافی زیادی داشت.  به یه فرد اشاره میشد که هیچی نیازی به اون اشاره نبود.  سعی کنید این رو به ذهن بسپارید توی نوشتن یا حداقل وان شات نباید از شخصیت ها رو برای طولانی کردن استفاده کرد.

نکته بعدی درباره دیالوگهاست.  بعضی دیالوگهای که  استفاده شد واقعا عالی بودند ولی زیاد بودند.  قرار نیست تمام داستان توی دیالوگ ها خلاصه شه. لازم نیست تمام روند داستان یا حسی که شخصیت داره رو توی قالب دیالوگ نشون بدید.  یه شخصیت لازم نیست داد بزنه من خوشحالم... من ناراحتم...  من گریه کردم.
می تونید با توصیفاتون به این چیزها اشاره کنید. اینطوری نوشته جذاب تر و برای خواننده دل پذیر تر میشه.
وقتی کلی دیالوگ پشت سر هم بیان شه خواننده شخصیت ها رو گم می کنه.  
نکته بعدی مکان و زمان داستان رو مشخص کنید. پرش نداشته باشید. نباید جوری بنویسید که فقط خودتون متوجه شدید. خواننده توی ذهن شما نیست باید جوری روی کاغذ بیارید که خواننده درک درستی از اتفاقات داشته باشه.  
همه شما استعداد عالی دارید و فقط با کمی کار می تونید نویسنده های بزرگی شید. به شرطی اینکه دنبالش برید و اصولی یادش بگیرید.  امیدوارم حرفهام ناراحتون نکرده باشه.  و چیزهایی که گفتم تا حدی بهتون کم کنه.  بازم بهتون خسته نباشید میگم.


************
باز هم از نویسنده هایی که شرکت کردین ممنونم
نویسنده هایی که میخواستین شرکت کنین و موقعیت اجازه نداد امیدوارم کاراتون رو به عنوان تک شات یا داستان بلند در اختیار وب بزارید و با ما همکاری کنید
دوستانی هم که روشون نشد شرکت کنن امیدوارم کم لطفی نکنن از این به بعد
حداقل الان تمرین کنید و بنویسید و کاراتون و با ما به اشتراک بزارید تا برای مسبقات یا اتفاقات بعدی اماده باشین
امیدوارم این نکته ها کمکی باشه تا در آینده داستان های بیشتر و بهتری ازتون داشته باشیم
حتی خوشحال میشیم اگه درمورد نوشتن بتونیم بیشتر با هم صحبت کنیم
موفق باشین دوستان
ممنون که تا آخر خوندین
منتظر نظراتتون هستیم


جستجو در وبلاگ
درباره من
تو که باشی
همه چیز آنقدر خوب است
که اصلا زمان را از دست میدهم
یکهو به خودم می آیم و میبینم
به چشمانت خیره شده ام و لبخند میزنم!
تو که باشی
اصلا دنیای من رنگ دیگری دارد!
آسمانم هم رنگ چشمانت میشود
و خورشید را میتوانم لا به لای
موهای طلایی رنگ ات پیدا کنم!
تو که باشی
اصلا هیچ غصه ای
جرات وارد شدن به زندگی ام را ندارد!
من با تو خوب ترین حالی را دارم
که یک آدمیزاد میتواند داشته باشد!

ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




  • استفاده از مطالب کدامیک برای شما راحتتره ؟